ساعت ۱۰ صبح، هنوز شلوغی شهر کاملاً از خواب بیدار نشده بود. در کوچهای ساده و بیتکلف قدم میزدم و بالاخره یک رستوران کوچک ژاپنی را در طبقه همکف یک مجتمع مسکونی پیدا کردم. پنج سال بود که باز بود. ویترین مغازه ساده بود - در واقع آنقدر خلوت که رهگذران ممکن بود به راحتی آن را نادیده بگیرند، مگر اینکه فعالانه به دنبالش میگشتند.
به محض اینکه در را هل دادم و باز کردم، موجی از عطر آرد گندم به مشامم رسید.
کونگ، صاحب فروشگاه، از قبل در آشپزخانه مشغول بود. این کارآفرینِ بعد از دههی هشتاد میلادی، روبروی ... ایستاده بود.هیکوکادستگاه اودون، با دقت تمام و با تمرکزی تزلزلناپذیر به هر مرحله - ورز دادن، پرس کردن، لوله کردن و بریدن - رسیدگی میکرد. مغازه هنوز رسماً افتتاح نشده بود، اما او در دنیای خودش غرق شده بود: دنیای اودون.
«من پنج سال است که در این مورد تحقیق میکنم.»
شیائو کونگ سرش را بالا نیاورد، چشمانش به بلوکهای خمیر دوخته شده بود، به آرامی...
خمیر کاملاً استراحت کرده، خاصیت ارتجاعی کاملی از خود نشان میداد و بافتی به ظرافت پوست کودک داشت.
۱۲ مرحله نورد.
این استهیکوکاچشمگیرترین ویژگی طراحی آن. این مربوط به قالبگیری خام و یک مرحلهای نیست، بلکه یک فرآیند نورد تدریجی و تقلیدی از دست است. هر بار فشار دادن، شبکه گلوتن درون آرد را بیدار میکند و آنها را به یک شبکه نامرئی - اما قابل لمس - از خاصیت ارتجاعی تبدیل میکند.
وقتی شیائو کونگ به آرامی روی صفحه لمسی ضربه زد، رشتههای سفید اودون به طور یکنواخت از دستگاه برش روی سینی جمعآوری ریختند. در آن لحظه، برق چشمانش را دیدم.
این درخشش یک صنعتگر بود که شاهد تحقق رویای خود بود.
«نگاه کن،» او یک دسته رشته فرنگی تازه بریده شده را برداشت و به آرامی تکان داد. آنها دو بار در هوا بالا و پایین پریدند. «این همان چیزی است که اودون باید به نظر برسد.»
او با مهارت روی رشته فرنگیها نشاسته ریخت تا از چسبیدن آنها جلوگیری کند، سپس آنها را در جعبههایی پیچید. حرکاتش روان بود، انگار هزاران بار این کار را انجام داده بود.
در کمتر از یک ساعت، ۵۰ کتی (تقریباً ۶۰ پوند) اودون به طور مرتب روی هم چیده شدند.
اگر این مقدار کاملاً با دست ساخته میشد، یک استادکار باید یک روز کامل بیوقفه کار میکرد. در اینجا، کارایی و کیفیت دیگر نیروهای متضاد نبودند.
شیائو کونگ بالاخره سرش را بالا آورد و عرق سبکی را از پیشانیاش پاک کرد. «همیشه میخواستم روی اودون تمرکز کنم. اما نمیتوانستم تجهیزات مناسب را پیدا کنم. دستگاههای موجود در بازار یا رشتهها را خیلی سفت میکردند، قابلیت جویدن نداشتند، یا خیلی صنعتی و بیروح به نظر میرسیدند.»
«تا اینکه با مال تو آشنا شدم.»
لبخند زدم و کم گفتم. در آن لحظه، بیشتر مشتاق کاسه رشته فرنگی بودم که قرار بود سرو شود.
اودون میگو با کاری طلایی تایلندی
پنج دقیقه انتظار زمان زیادی نیست، اما برای کسی که تازه شاهد کل این فرآیند بوده، هر ثانیه عذابآور بود.
بالاخره ظرف غذا رسید.
عطر کاری به شدت به مشامم رسید. میگوی جویدنی با سس طلایی، در حالی که شخصیت اصلی داستان - حلقه اودون - آرام در کاسه دراز کشیده بود و منتظر چاپستیکهای من بود.
اولین لقمه.
چطور میتوانم آن بافت را توصیف کنم؟
من در یک مغازه معروف در توکیو غذا خورده بودم که به عنوان یکی از «سه اودون بزرگ ژاپن» شناخته میشد و فکر میکردم میدانم اودون خوب چیست. اما این لقمه هنوز هم مرا شگفتزده کرد.
فقط «جویدنی» نبود. کلمه «جویدنی» برای توصیف مقاومت ظریفی که هنگام بریدن رشته فرنگی با دندان احساس میشود، بیش از حد نازک است. همچنین کاملاً نرم و چسبناک هم نبود، زیرا این اصطلاح نمیتواند عطر گندم لایه لایه و طعم شیرین پس از جویدن را توضیح دهد.
سختی، رطوبت، نرمی، و چسبندگی بود.
سمفونی شگفتانگیزی از این حسها در دهان در هم میپیوست. به طور دقیقتر، دستگاه «علت» کار دستی را تکرار کرده بود و «نتیجهای» به دست داده بود که از آن فراتر میرفت. شبکه گلوتن بینقص، که طی ۱۲ مرحله لوله کردن ساخته شده بود، تضمین میکرد که هر رشته فرنگی پس از پخت، کشش مناسب را حفظ کند - نه شل و بیشکل و نه سفت و دشوار برای جویدن. به آرامی بین دندانها بالا و پایین میرفت و درست زمانی که میخواستید از آن چشمپوشی کنید، آخرین رد عطر گندم را آزاد میکرد.
«مشتریان ما اساساً همگی مشتریهای ثابت ما هستند.»
شیائو کونگ روبرویم نشسته بود و با رضایت غذا خوردنم را تماشا میکرد. لبخندی که مختص مغازهداران بود - لبخندی از رضایت خالص - بر چهرهاش نقش بسته بود.
او در حالی که سرش را تکان میداد گفت: «بعضیها ما را «فروشگاه معروف اینترنتی» مینامند و میخواهند که ما در شیائوهونگشو و دویین بیشتر تبلیغ کنیم. اما من قبول نکردم.»
«چرا؟» پرسیدم.
«چون اصطلاح «فروشگاه معروف اینترنتی» برای ما توهینآمیز است.» لحنش آرام اما قاطع بود. «فروشگاههای معروف اینترنتی دنبال ترافیک و محبوبیت لحظهای هستند. چیزی که ما دنبالش هستیم این است که پنج یا ده سال بعد، مردم هنوز هم حاضر باشند از این کوچه عبور کنند، مخصوصاً برای اینکه یک کاسه نودل بخورند.»
«ما با کیفیت زندگی میکنیم. ما با قلبمان زندگی میکنیم.»
چوبهای غذاخوریام را زمین گذاشتم و با جدیت به مرد جوان روبرویم نگاه کردم. پنج سال پیش، او در این گوشهی پنهان مغازهی کوچکی باز کرد و تعهد راسخ خود به غذاهای ژاپنی را حفظ کرد. پنج سال بعد، بالاخره تجهیزات مناسب را پیدا کرد و به رویای پنج سالهاش برای اودون بینقص اجازه داد تا ریشه بدواند. وهیکوکاخوش شانس بود که بخشی از این رویا شد.
بعضیها میگویند ماشینها سرد، صنعتی و بیروح هستند. اما نمیدانند که ماشینها صرفاً ابزار هستند. روح همیشه از کسی که آنها را به کار میگیرد، نشأت میگیرد.
شیائو کونگ از این دستگاه برای تولید محصولات استاندارد و خط مونتاژ استفاده نمیکرد. او دقیقاً همان کاسه نودل را میساخت که پنج سال روی آن تحقیق کرده بود. او زمان ورز دادن را کنترل میکرد، بر ورآمدن خمیر نظارت داشت، فشار نورد را تنظیم میکرد و درک خودش را در هر جزئیات به کار میگرفت. این دقت دستگاه، همراه با فداکاری انسانی بود که آن لحظه لذت محض را خلق کرد.
وقتی داشتم میرفتم، برگشتم تا آخرین نگاه را به مغازه کوچک بیندازم. ویترین مغازه ساده و بیتکلف بود، اما محل مغازه هنوز پنهان بود. اما میدانستم که پشت آن در، مرد جوانی مشغول درست کردن یک کاسه اودون واقعی به "احمقانهترین" اما عاقلانهترین روش ممکن بود. او پنج سال برای دستگاه مناسب صبر کرده بود، سپس از فداکاری روزانهاش برای تبدیل آن انتظار طولانی به惊艳(لذتی شگفتانگیز) که در کاسهی هر غذاخوری یافت میشود.
این یک فروشگاه «مشهور اینترنتی» نیست.
این مغازهای است که ارزش دارد برای دیدنش از نصف شهر عبور کنید.
پینوشت
At هیکوکاما با افراد بیشماری در صنعت غذا و نوشیدنی مواجه شدهایم. برخی به دنبال سرعت هستند و به دنبال ماشینهایی هستند که تا حد امکان سریع باشند؛ برخی دیگر هزینه را در اولویت قرار میدهند و به دنبال ارزانترین گزینههای موجود هستند؛ و برخی دیگر به دنبال راحتی هستند و ماشینهایی را میخواهند که تا حد امکان «بدون خطا» باشند.
اما ما همچنین با افرادی مانند شیائو کونگ ملاقات کردهایم.
آنها دنبال سریعترین، اقتصادیترین یا ارزانترین نیستند. چیزی که آنها دنبالش هستند، آن یک طعم «درست» است.
دستگاه رشتهپزی اودون ما دقیقاً برای چنین افرادی طراحی شده است. با ۱۲ مرحله رول کردن که لایه به لایه، تقلیدی از هنر دست است، پارامترهای دقیق کنترلشده هوشمندانه و رابط کاربری آسان - هر انتخاب طراحی نه برای جایگزینی مهارت، بلکه برای این انجام شده است که رویای یک صنعتگر توسط افراد بیشتری محقق شود.
اگر شما هم چنین آدمی هستید، اگر شما هم یک کاسه نودل دارید که مدتها منتظر پخت کامل آن بودهاید - از صحبت با ما استقبال میکنیم.
شاید چیزی که منتظرش هستید فقط یک ماشین نباشد.
شاید چیزی که منتظرش هستید، شریکی باشد که بتواند وفاداری و فداکاری شما را به طور کامل به هر مشتری منتقل کند.
زمان ارسال: ۱۴ مارس ۲۰۲۶





